باز شب شد و من آشفته ام....
می دانی !کمی عشق...کمی توجه...کمی صبر...کمی حوصله....کمی تنهایی...شاید هم کمی گم شدن می خواهد دلم....اما....تو غصه نخور.....
اشکها و شب زنده داریهایم فدای یک لبخندت...!!!
برچسب: نویسنده: میلاد بلک تاريخ: جمعه 6 بهمن 1391 ساعت: 2:46